اخرین امتحان منو عشقمو دوستامو کارکنان دانشگاه
اینم شیطنت هایی دوره دانشجوی منو عشقمو خواهرش
داشتیم درس میخوندیم که شروع کردیم به اذیت کردن و وسط خنده شوخی
عشقم چشمش خورد به ماشین حسابی که برای یکی از کار کنان دانشگاه بود
و امانت گرفته بودیم باهاش امتحان بدیم
اونو گذاشت تو جیب شلوار کردیش و به ماها گفت اینم ماشین حساب جیبی
یادش بخیــــــــــــــــــــر
این عکسو تو همون اذیت کردنا گرفتیم
خودکا
به ابر گفتم عشق چيست؟ باريد
به باد گفتم عشق چيست؟ وزيد
به پروانه گفتم عشق چيست؟ ناليد
به گل گفتم عشقچيست؟ پرپر شد
و به انسان گفتم عشق چيست؟
اشک از ديدگانش جاري شد و گفت؟ ديوانگيست
طراحیه خودم تقدیم به نفسم
♥ سه شنبه سی و یکم مرداد ۱۳۹۶ ساعت 17:0 توسط ELI & ALI
برچسب: دیوونگیست,
نویسنده: سارا حسینیان
برچسب: زندگی,
نویسنده: سارا حسینیان